ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

61

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

در اينجا مجدّدا نظر شما را به سفر حج سال 1318 برمىگردانم : همانطور كه پيشتر گفته شد كاروان محمل در ساعت يك صبح روز 25 ذى القعده سال 1318 به كنار مسافرخانه رسيد . در اين مكان مطوفين در انتظار ما بودند و پس از رسيدن كاروان ، به وسيلهء خربزه و انار و آب زمزم از ما پذيرايى كردند . از آنها خورديم و آشاميديم و شكرانهء خدا را به جاى آورديم . همچنين دو نفر به نمايندگى از سوى شريف مكّه و والى آن ، كه يكى از آن دو ، افسر و ديگرى از درباريان بود ، به همراه تعدادى از سربازان جهت عرض خير مقدم به امير و همراهان در كنار مسافرخانه ، قرار گرفته بودند . در اين جايگاه ، پوششهاى ويژهء سفر را از روى محمل برداشته و آن را با پارچه‌اى گرانقيمت تزيين كردند ، آنگاه محمل در حالى كه تعدادى اسب‌سوار در پس و پيش آن و گروه موزيك ، با زدن آهنگهاى شاد ، پيشوازكنندگان را به وجد و شادى وامىداشت ، به حركت درآمد و خود را به اردوگاه هميشگى در « جرول » يا « شيخ محمود » كه در نزديكى باغ عون رفيق پاشا بود رساند . چادرهاى كاروان پس از جمع‌آورى سنگ‌ها از روى زمين ، در اين مكان برپا گرديد . جاى هر فرد در اين اردوگاه مشخص شده و سربازانى كه وظيفهء نگهبانى داشتند نيز تعيين شدند . ورود به مكه پس از افكندن رحل اقامت در منطقهء « جرول » ، در غرب مكّه و اطمينان از امنيت كاروان و اثاثيّهء آن ، اقدامات لازم جهت ورود به مكّه و گزاردن طواف تحيّت بيت اللّه الحرام را انجام داديم و نخست با پيروى از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از آب چاه « ذى طوى » غسل كرديم . در روايت است كه نبىّ گرامى صلّى اللّه عليه و إله در حجّة الوداع به ذى طوى وارد شد و در كنار چاههاى آن ، كه معروف به « آبار الزاهر » يا چاههاى زاهر است ، شب يكشنبه چهارم